تختی همیشه زنده است

بازهم یاد یار مهربان، بازهم مرگ انسانیت و بازهم یک ۱۷ دی سرد و دلگیر دیگر...

تختی هنوز برای ما شناخته نشده؟

تختی هنوز برای ما شناخته نشده، آری، ما مردم عادت کردیم هر سال و سالی یکبار چند ساعتی فکرمان، ذهن مان را به او مشغول و تعدادی هم وقت شان را در حد چند ساعت برای او در سال گشت نبودنش گذرانده و به کنار مزار او به احساسات پاک خود پاسخ داده و دیگر ...

 

 

سعی کنیم او را افسانه ای نکرده و بخشی از رفتارهای او را تدوین و گردآوری کرده و با تعمق بیشتر بر روی هر حکایت، تلاش نمائیم به عنوان یک انسان حداقل به آن رفتارها نزدیک شویم.

 

و حالا دیگر آنچه که مهم است چگونه مردن او نیست بلکه چگونه زیستن اوست

فرق چینی با ایرانی!

 
محسن سرخو رییس کمیته حمل و نقل شورای اسلامی شهر تهران :
 
 
 آلودگی هوا در چین کارخانه ها را تعطیل می کند در ایران مدارس را!؟

 

پرشیا کجاست؟

در روز ۶ دی ۱۳۱۳ شمسی دولت ایران طی اعلامیه‌ای رسمی از کشورهای خارجی خواست در مکاتبات رسمی خود از واژه‌های پرشیا، پرس و پارسه به جای واژه ایران استفاده نکنند.



تا اوایل قرن بیستم، مردم جهان کشور ما را با عنوان رسمی پارس یا پرشین می‌شناختند اما در دوران سلطنت رضاشاه که بحث رجعت به ایران باستان و تاکید بر ایران پیش از اسلام قوت گرفته بود، حلقه‌ای از روشنفکران باستان‌گرا مانند سعید نفیسی، محمدعلی فروغی و سیدحسن تقی‌زاده در حکومت پهلوی اول با حمایت مستقیم رضاشاه گردهم آمدند که به این منظور اقداماتی را انجام دادند. سعید نفیسی از مشاوران نزدیک رضاشاه به وی پیشنهاد کرد نام کشور رسما به «ایران» تغییر یابد. این پیشنهاد در دی‌ماه ۱۳۱۳ شمسی رنگ واقعیت به خود گرفت.
این تصمیم بعد از ۷۶ سال هنوز هم محل مناقشه است. مخالفان این تغییر معتقدند که ایران نمی‌تواند آن بار معنایی، فرهنگی و تمدنی‌ را که در اصطلاح «پرشیا» نهفته است و غیر ایرانیان از دیرباز با آن آشنایی دارند، منتقل کند. گروهی معتقدند که رضاشاه فقط به دلیل سیاسی برای تثبیت حکومت اقتدارگرایانه خود چنین تصمیمی گرفته است. این دسته از تحلیلگران می‌گویند اصل اقدام را باید متوجه جمعی از نخبگان فرهنگی و سیاسی آن دوره از جمله افراد ذکرشده دانست که در اقتدار حکومت رضاخانی منافع خاص خود را نیز جستجو می‌کردند.

منبع: بهار نیوز

از اسلام من تا مسلمانی تو

 
یک پیرزن 92 ساله انگلیسی (خوب توجه کنید هم انگلیسی هم ۹۲ سال سن!!!) ساکن شهر «سوئین داوون» برای کمک به کودکان سرما زده سوریه 400 پلیور بافت. این کمک رسانی در پاسخ به فراخوان انجمن « دست در دست برای سوریه» صورت گرفت در حالی که بسیاری از مردم انگلیس لباس های گرم زمستانی را برای مردم این کشور ارسال کرده اند. سرمای زمستان در سوریه دشمن دیگری است که جان مردم این کشور را به خطر انداخته است، بسیاری از مردم این کشور بی سرپناه هستند و بدون سوخت کافی در چادرها به سر می برند، بسیاری از کودکان بر اثر شدت برودت هوا جان باخته اند. انجمن «دست در دست برای سوریه» تا کنون 160 تن کمک های مردمی را به سوریه ارسال کرده است.
 
"اللهم عجل لولیک الفرج"
 
منبع: بهار نبوز

به امید ثوابی...

روزی پرنده ای شاد و سرخوش بر فراز جنگلی زمستانی پرواز می کرد. بی خیال از غم و سرمای زمستان نگاهش بر گله ای از بوزینگان خیره ماند که گرد چیزی جمع شده بودند. مرغک چرخی زد و بر شاخسار درختی بنشست. نگاهی عمیق بر جمع بوزینگان کرد و از آنچه دید متعجب ماند. تلی از شاخه های خشک بود که بوزینگان بر آن می دمیدند و دستهای خود را برای گرم شدن دور آن گرفته بودند؟ مرغ کوچک کمی نزدیکتر بر زمین برفی قدم گذاشت و تازه سرمای برف را در وجودش حس نمود. تل چوبی را باز نگاهی دقیق کرد، در میان چوب ها چیزی روشن بود که سو سویی ضعیف داشت. بوزینگان بر آن می دمیدند تا شعله ورش نمایند اما گویی سرمای سخت بیشتر بر آن کارگر بود. مرغک جستی زد و بر جمع بوزینگان نزدیک شد و بر شعله میان چوب ها خیره شد، از آنچه می دید چنان متعجب ماند که ناگهان به صدا در آمد که ای بوزینگان بی نوا شما را چه شده است؟ این بیهودگی از برای چیست؟ آنچه بر آن می دمید شراره آتش نیست! کرم شب تاب است! و آن روشنایی شما را روشن نگرداند. بوزینگان بر آشفتند که هان مرغک بیخیال، تو از سرما چه دانی؟ ما را به حال خود رها کن تا آتشی بی افروزیم و  تن رنجورمان را بیاساییم.


 

مرغک نگاهش بر دست های لرزان بوزینگان خیره ماند، دلش به حال زحمت بی ثمر آنها سوخت و باز به جمع آنها نزدیکتر شد!!! این بار با صدایی بلندتر نغمه سر داد که ای جماعت بوزینگان، هرگز آن آتش افروخته نشود، من خیر شما را خواهانم، بدانید زین رنجی که می برید گنجی حاصل نیست! بوزینگان باز بر آشفتند که ای مرغ زیرک، اگر راحتی جان و سلامت تن می طلبی زین قال دست بردار و پی کار خود روان شو که بیم است جان بر سر این سودا گذاری!!! مرغ روشن ضمیر بر روشنای سوسو زنان کرم شب تاب خیره شد، نگاهی به آسمان آبی بیکران نمود، عزم رفتن داشت، اما دلش طاقت نیاورد. باخود گفت این جماعت نمی دانند، شاید اگر به دلیل اصرار من واقف شوند، بر این امید واهی سماجت نورزند. نزدیک تر از پیش بر جمع بوزینگان ندا داد... که ناگه بر سرش جستند و به ضربتی سر از تنش جدا کردند؟!!! مرغ بینوا در میان خون خود پر پر می زد که ناگه بوزینگان به صدا در آمدند، حال که آتشمان مهیاست چرا کباب تازه بر تن نزنیم؟ لاشه مرغک بر تل خشک چوب ها قرار داشت و بوزینگان بازهم بر کرم شب تاب می دمیدند تا مگر بر افروزند امیدشان را...

و این بود که به امید ثواب کباب شد

 

نویسنده: سید علیرضا کمالی

کفن پوشان کجایند؟

"چندیست مسائلی همچون پرونده فساد مالی در بیمه ایران، بدهی کلان تازه میلیاردر معروف آقای بابک زنجانی، دریافت مبالغ کلان توسط مدیران شستا و اعلام دریافت کارت های هدیه توسط تعدادی از نمایندگان مجلس که البته به گفته آقای باهنر چیز عادی است اما چرا از جیب بیت المال در تامین اجتماعی؟ و ... دائما در رسانه ها عنوان می شود اما کفن پوشان کجایند؟ لنگه کفش پرانان کجایند؟!"

 

 

اين روزها با تحقيق و تفحص نمايندگان مردم در مجلس شوراي اسلامي مشخص شده اتهامات ننگين و سنگيني به تعدادي از مديران سابق سازمان تامين‌اجتماعي و با محوريت فردي كه پرونده‌هاي سنگين ديگري مانند قتل در فاجعه كهريزك نيز در دستگاه قضايي دارد وارد است و مماشات با او موجب جري شدنش در سال‌هاي اخير شده است. بخش دردمندانه اين پرونده اين است كه از محل منابع اين سازمان كه متعلق به 37 ميليون بيمه شده مظلوم و مستضعف اين سازمان است هبه و بخشش‌هاي ناروايي به وابستگان باندهاي قدرت و ثروت صورت گرفته كه مصداق مبين و روشن بي‌عدالتي و ظلم و ستم اجتماعي است.

حال افراد و گروه‌هايي كه همواره خود را مدعي عدالت گستري و ظلم ستيزي مي‌دانند؟ گروه‌هايي كه خود را نسبت به عزل و نصب‌هاي درون وزارتخانه‌‌ها و سازمان‌ها حساس و مسئول مي‌دانند و به مطالبه‌گري روي مي‌آورند - كه در جاي خود كار صحيحي است – چرا در قبال چنين مسئله مهمي كه با حقوق ميليون‌ها انسان مستضعف و آسيب پذير مرتبط است سكوت پيشه كرده و خواستار روشن شدن ابعاد آن نمي‌شوند  نه بيانيه‌اي منتشر مي‌كنند و نه تجمعي برگزار مي‌كنند و نه كفني براي احقاق حق مي‌پوشند؟ برخي ازافراد صاحب تريبون و تشكل‌هاي دانشجويي و برخي مطبوعات و محافل سياسي در كشور درخصوص مسئله هسته‌اي كه تحت مديريت بالاترين مقام سياسي نظام پيش مي‌روند دائم به نقد و تخطئه مشغول هستند - كه اولي ممدوح و دومي مذموم است – اما درقبال مفاسدي مانند مفسده اخيرو امثالهم سكوت عجيب و بي‌معنايي را پيشه كرده‌اند.


 برخي از جوانان اين كشور گاه حاضر نيستند يك فيلم سينمايي به‌خاطر مفسده‌هاي اخلاقي مترتب بر اكران آن نمايش داده شود اما گاهي در قبال زد وبندهاي باندهاي قدرت و ثروت كه موجب سلب اعتماد مردم مي‌شود هيچ حساسيتي به خرج نمي‌دهند.

منبع: فردا نیوز همراه با ویرایش

اللهم اشفع کل مریض

با سلام

امروز می خواهم از دل بگویم که بر دل نشیند...

سالهاست کار ایرانی ها شده حل مشکل دیگران، در حالی که خودمان غرق در مشکلیم. کمتر کسی به خودش می پردازد؟ اصلا نیازی به آن نمی بیند! تا بحال نشده از خود بپرسد مگر من مشکلی هم دارم؟ خوب... نتیجه چی شد؟

تلاش برای راست کردن کار دیگران داریم، در حالی که راه خودمان کج است، و این شد که از خودمان غافل شدیم و پرداختیم به کار مردمان. خیال بد کردیم و غیبت کردیم و تهمت زدیم و دروغ گفتیم و ... تا اصلاح کنیم کجی دیگران را بلکه مثل ما راست شوند؟!!! چه آبروها که نرفت و چه حرمت ها که شکسته نشد؟ چه دوستی ها که به دشمنی نگروید و چه فرصت ها که از بین نرفت؟ چه خانواده ها که از هم نپاشید و چه مومنانی که بی آبرو نشدند؟ بله آمدیم ثواب کنیم کباب شدیم و هنوز هم در توهم ثواب هستیم!

آخر ما را چه کار به دیگران؟ خیلی بیل زنیم باغچه خود را بیل بزنیم. کور خودمان نباشیم و بینای دیگران، به خدای یکتا قسم که این عادت از زشت ترین عادات ناپسند در بین مردم جهان است که ما را به خود گرفتار و مشغول کرده... تا جایی که بیشتر مطالب روزنامه ها و سایت ها و برنامه های زنده و مرده صدا و سیما شده پرداختن به راست  و دروغ دیگران، درحالی که پیامبر اعظم (ص) می فرمایند اگر آنچه می گویی در برادر مومنت باشد که غیبت او را کرده ای و اگر نباشد تهمت به او زده ای.

یادم آمد بر دیواری مخروبه نوشته بود:

 ای صوفی برو لقمه خود گاز بزن ـ ـ کم پشت سر خلق خدا ساز بزن

نیمه پر لیوان

متاسفانه برخی از رسانه های داخلی مهم ترین قسمت های سخنرانی رییس جمهوری آمریکا را که درباره پذیرش اصل غنی سازی در خاک ایران بود یا نشنیدند یا اینکه نخواستند بشنوند.

آنچه در پی می آید بخش هایی از اخبار منتشر شده در روزنامه ها و شبکه های خارجی درباره اظهارات رییس جمهوری آمریکا در خصوص تفاهم نامه ژنو است.

روزنامه لس آنجلس تایمز در گزارشی از اظهارات اوباما در مرکز سابان موسسه تحقیقاتی بروکینگز درباره تفاهم نامه گروه 1+5 با ایران در ژنو نوشت: رییس جمهور اوباما روز شنبه اشاره داشت که آماده است به ایران اجازه غنی سازی در خاک خود را بدهد؛ وی گفت که توافق نهایی با ایران می تواند به گونه ای شکل بگیرد که اطمینان یافت برنامه (هسته ای) ایران تنها برای اهداف صلح آمیز خواهد بود.

ˈ President Obama signaled Saturday that he was prepared to allow Iran to enrich uranium on its soil, saying that an eventual nuclear deal could be structured to ensure that Tehran's program would be only for peaceful purposes

اوباما اظهار داشت که ˈاین واقع بینانه نیست که انتظار داشته باشیم ایران را می توان وادار به نابود کردن تمامی زیرساخت های هسته ای چندین میلیارد دلاری اش کرد.ˈ

وی گفت که در مذاکرات بین المللی آتی می توان به ایران اجازه یک برنامه «معتدل» غنی سازی را تحت نظارت قوی بین المللی داد تا اطمینان یافت که تهران نمی تواند به طور ناگهانی به سمت تولید سلاح هسته ای برود.

ˈObama said it was not realistic to expect that Iran could be forced to dismantle every part of its multibillion-dollar nuclear infrastructure. He said that in upcoming international negotiations Iran could be allowed a "modest" enrichment program, with strong international monitoring to assure that Tehran could not suddenly accelerate production to produce a nuclear weapon

اوباما که با «هییم سابان» تاجر لس آنجلسی حامی مرکز سابان سخن می گفت، اظهار داشت: اگر گزینه‎ای وجود داشت که این امکان را بوجود بیاوریم که تک تک پیچ و مهره‎های برنامه هسته‎ای آنها را حذف کنیم و احتمال داشتن برنامه هسته‎ای ایران را کاملا از بین ببریم تا در نتیجه قابلیت‎های نظامی آن را هم نداشته باشند، آن را انتخاب می‎کردم. اما من می خواهم به تمامی افراد این اطمینان را بدهم که بدانند این گزینه مشخص در دسترس نیست. در نتیجه کاری که باید انجام دهیم این است که تصمیمی بگیریم که آن گزینه، در دسترس باشد. بهترین راه برای اینکه اطمینان یابیم ایران به بمب هسته ای نمی رسد، چیست؟

منبع: آخرین نیوز

هنر نزد ایرانیان است و بس؟؟؟؟

آخر ببین چه هنری داریم ما ایرانی ها که وقتی تیم ملی کشور باستانیمان با کشوری هم گروه می شود فورا می رویم سراغ قهرمان ملیشان و آنچه لایق دشمن هم نیست به او نثار می کنیم. خوب ما گفتیم و خودمان را معرفی کردیم و آقای مسی هم برای مردم ما اظهار تاسف کرد . واقعا چرا؟ ما که هستیم؟...

سايت فرارو نوشت: "آهن آلات، ضایعات، مسی‌جات خریداریم!"، "مسی یه چی میگم .... تو خودت؛ هاشم بیکزاده"، "اصلا هیچ موقع نمیرسی ..."، "تو در مقابل ایران هیچی نیستی عمت هم همینطور"، "این کوتوله میخواد بیاد با ایرانیا بازی کنه؟؟؟ به ما نمیخوری آخه کوچولو"؛ اینها نمونه ای از چند هزار کامنت منتشر شده توسط ایرانی ها در صفحه شخصی فیسبوک لیونل مسی است.

تکمیلی: جمشید مشایخی در برنامه۹۰ این را گفت «مسی از بهترین فوتبالیست های جهان است.من کتف مردانه او را می بوسم و می گویم آنها که روی صفحه شخصی تو پیغام گذاشته اند ایرانی نبوده اند.»

مهدی مهدوی کیا: واقعا باعث تاسف است. این حرکت زشتی است. یعنی چه که به او و خانواده اش توهین کرده اند؟ بالاخره مسی بهترین بازیکن دنیاست و واقعا محبوب است. چرا با نوشتن این حرف ها خودمان را جلوی او و مردم دنیا بد جلوه می دهیم؟ واقعا حرکت زشتی است.

مردی برای تمام فصول

عرض تسلیت به خانواده بزرگ هلال احمر جمهوری اسلامی ایران 

مرحوم بیژن دفتری با سابقه افسری در ژاندرمری، به هلال احمر آمد، از مدیریت بیمارستان قائم شهر تا معاونت امداد استان را در مازندران خدمت کرد. او اولین مدیری بود که پس از زلزله رودبار، با تیم امدادی خود وارد این شهرستان شد و آخرین مدیری بود که پس از ماهها ستاد امدادرسانی رودبار را ترک کرد، ولی به ساری برنگشت، بلکه به دلیل نشان دادن شایستگی های خود، به عنوان معاونت خدمات امدادی هلال احمر کشور منصوب شد. او هفت سال در این سمت بود، حوادث بزرگی مانند سه زلزله پی در پی،  بجنورد، اردبیل و قائنات را در کمتر از 4 ماه مدیریت کرد. سپس، مدتی قائم مقام معاونت اداری و مالی هلال احمر بود و همزمان فوق لیسانس «مدیریت دولتی» را اخذ کرد. با تاسیس هلال احمر استان تهران، اولین مدیر عامل این هلال احمر بود و پایه گذار طرح شبکه امداد و نجات کشور شد. زمانی که نابسامانی در زلزله آوج به اوج خود رسید، مامور سر و سامان دادن به امدادرسانی این زلزله شد. پس از آن رئیس سازمان امداد و نجات هلال احمر گردید. در آن زمان بود که افتخار همکاری و درس آموزی از ایشان برایم میسر شد.

در زلزله بم، با وجود پنومونی شدید در بستری دیابتیک، حاضر به ترک منطقه نبود. مانند سپری در برابر ناملایمات ماند و به خدمت به مردم زلزله زده بم ادامه می داد و هنگامی که موج ناملایمات به سمت امدادگران می آمد، آن را منحرف یا برطرف می ساخت و هر جا مردم خشمگین آسیب دیده می خواستند با امدادگران درگیری فیزیکی پیدا کنند، به میان مردم می رفت، از آنها می خواست که او را کتک بزنند، زیرا او رئیس امدادگران است. رفتار جوانمردانه و سخنان حکیمانه اش، آتش خشم مردم را فرو می نشاند و برای آنها بردباردی به ارمغان می آورد. مسئولین ارشدی که وارد بم می شدند، وقتی می فهمیدند که کار امدادرسانی در دستان دفتری است، نفس راحتی می کشیدند. هر چند بازگویی این خاطره توسط نماینده بم در مجلس، حسادت خیلی ها را برمی انگیخت!

لطفا به ادامه مطلب مراجعه فرمایید >>>

ادامه نوشته

نانی که به نرخ روز می خورند؟

با وجود پیام های تبریک رهبر معظم انقلاب، مقامات داخلی و خارجی و حتی حزب الله لبنان و در حالی که همه رسانه های دنیا به خبر توافق تاریخی هسته ای ایران با ۵+۱ واکنش مثبت نشان دادند. آنوقت نوجوان تازه به دوران رسیده ای که به پشتیبانی افرادی، چندیست در حال تجربه کردن مجری گری به هزینه بیت المال در رسانه ملی است، واکنشی بیسار تاسف آور به این دستاورد فرزندان انقلاب به (تاکید مقام معظم رهبری) نشان می دهد... به من چه؟!!!

خوب آقازاده شما بفرمایید شرکت در مراسم افتتاح سالن زیبایی فلان خانم بازیگر به شما چه؟ اصلا زیبنده یک بچه سید هست که در چنین مکانی با آن آرایش ها و ... حاضر شود؟ آیا شما که از پول بیت المال و با آنتن رسانه ملی سری بین سرها در آوردی باید خود را چنین هزینه نمایی؟

اما به نقل از آخرین نیوز، بهار نیوز و غیره: واکنش مجری برنامه ویتامین ث نسبت به این توافق ؛ تعجب مخاطبان این برنامه را بدنبال داشت. مجری جوان برنامه که هر روز صبح از شبکه 3 سیمای جمهوری اسلامی پخش می شود ؛ هنگام اعلام خبر توافق هسته ای در جواب پیامک ارسال شده با جمله ˈ به من چه؟ ˈ سعی کرد واکنشی از روی بی تفاوتی به این توافق مهم و بزرگ هسته ای داشته باشد!

وی پس از آنکه چندبار جمله ˈ به من چه ؟ˈ را تکرار کرد ،گفت که از طریق پیامک برخی خبرگزاری ها در جریان این توافق هسته ای قرار گرفته است .این جوان قبل از اعلام خبر توافق گفت : ˈ به من چه ؟ البته شما مردم سعی کنید به من چه خود را کم کنید . توافقی بین ایران و ... ˈ

وی در عین حال در خلال سخنان خود که گویی خبری بی اهمیت را نقل می کند از تیم هسته ای کشورمان قدردانی کرد که پرچم ایران را همچنان در اهتزاز نگه می دارند.

تکمیلی:

جای شکر داره که هوشیاری و واکنش های بجای مردم عزیزمان موجب جمع شدن حواس مجری برنامه شد و امروز از مردم عذر خواهی کرد. هر چند بعید می دانم به گفته ایشون "مردم برداشت اشتباه داشته و دچار سوتفاهم شده باشند" اما... بگذریم

سید علی ضیاء: «متاسفانه برخی ازحرف‌های من در برنامه روز گذشته به غلط برداشت شد و بسیاری را دچار سو تفاهم کرد. از مردم کشورم که قدردان مسئولان کشورشان هستند، عذرخواهی می‌کنم. البته از رئیس جمهور کشورم هم عذرخواهی می‌کنم و قدردان زحماتش هستم. همچنین از آقای ظریف که قطعا تلاش‌های فوق العاده‌ای انجام دادند تشکر می​کنم و بابت سو تفاهم اتفاق افتاده از همه عذر خواهی می‌کنم.»  

مرگ دست خداست، پراید وسیله است!!!

اخبار رسیده حکایت از آن دارد که سال گذشته تعدادی از مدیران یک شرکت زیرمجموعه گروه خودرو سازی سایپا که به قلب سایپا شهره است با بستن قراردادی میلیاردی با یک شرکت تازه تاسیس چینی تعداد 328000  انژکتور خود را از این شرکت وارد کرده است.

شرکت مگاموتور که قطعات اصلی شرکت های خودروسازی سایپا را وارد! می‌کند، قرارداد مذکور را در سال 91 به امضا رسانده است. واسطه ورود این قطعات به کشور یک شرکت تازه تاسیس ایرانی به نام "کسا" است که در ظاهر به نظر می‌رسد صرفا به همین منظور تاسیس شده است! تاریخ تاسیس این شرکت تنها حدود دو ماه قبل از امضای قرارداد با شرکت مگاموتور است.

جالب ترین بخش ماجرا جایی است که در صورت جلسه تصویب واردات انژکتور توسط شرکت کسا (کارآفرینان سرافراز آسیا) ذکر شده که این شرکت در حال حاضر یکی از سازندگان قطعات داخلی شرکت مگاموتور می باشد این در حالی است که شرکت مذکور تنها 67 روز قبل و در تاریخ 26/7/91 تاسیس شده و هنوز مشخص نیست چگونه ظرف این مدت کوتاه توانسته به عنوان یکی از سازندگان قطعات داخلی شرکت سایپا نائل آید!

شرکت چینی طرف قرارداد در سال 2011 تاسیس شده و در رتبه‌بندی شرکت‌های کشور چین، بسیار گمنام و دسته چندم محسوب می شود. اعتبار پایین این شرکت به حدی است که در بسیاری از اسناد مربوط به سایپا (مگاموتور) از جمله صورت‌جلسه‌های آن با شرکت "کسا"، از آوردن نام شرکت چینی نیز خودداری شده است!

نکته تاسف بار اینجاست که در صورتجلسه مذکور به صراحت بیان شده که در شرکت مگاموتو سابقه خرید قبلی انژکتور از شرکت senka international trading وجود ندارد . هنوز مشخص نیست به جز انژکتور آیا قطعه دیگری از این شرکت نامعتبر چینی برای خودروهای تولید داخل سایپا وارد شده است یا خیر!


 

تبریکات

 هفته دفاع مقدس

 قهرمانی تیم کشتی آزاد ایران پس از ۵۰ سال خارج از خانه

باز آمد بوی ماه مدرسه ... بوی بازی های راه مدرسه