تبليغاتX
انتخاب خوب

انتخاب خوب
جایگاهیست برای اشتراک دانسته ها و مسیریست برای ابراز تجربیاتمان

بوگاتی

"بوگاتی 6 میلیارد تومانی در تهران چکار می کند؟ بهتر از آقازادش بپرسیم"


نماینده خوی در مجلس شورای اسلامی در نامه ای به شورای نگهبان و نمایندگان مجلس نسبت به اختصاص 700 میلیارد تومان به بنیادهاٰ اشخاص و مجموعه های مختلف در جدول شماره 12 بودجه 91 بدون هر گونه نظارت انتقاد کرد.
موید حسینی صدر در نامه ای خطاب به فقهای شورای نگهبان، نمایندگان مجلس و معاون امور مجلس ریاست جمهوری از نمایندگان مجلس خواست تا جدول شماره 12 را که موجب اختصاص پول بیت المال به افراد بانفوذ می‌شد و هیچگونه نظارتی بر آن نیست حذف کنند.
بر اساس این گزارش متن نامه موید حسینی صدر به این شرح است :
با سلام و احترام
به استحضار می‌رساند همه ساله جدولی به نام کمک به اشخاص حقیقی و حقوقی در لایحه بودجه چاپ می‌شود و این مبالغ متاسفانه در مجلس هم تصویب می‌شود و نهایتا این قبیل مساعدت های مالی بدون هر گونه نظارت به برخی افراد با نفوذ پرداخت و هزینه می‌شود.
 امسال هم طی جدول شماره 12 قرار شده است مبلغی در حدود 700 میلیارد تومان به بنیادها، اشخاص و مجموعه‌های مختلف که به نام‌های زیبا و معنوی مثل بصیرت یا بنیاد مولانا، بنیاد مولانا و شمس، بنیاد سعدی و ... دارند پرداخت شود.
 حال چند سئوال مطرح است:‌
1-       این بنیادها، اشخاص و افراد چگونه برای دریافت کمک بلاعوض انتخاب می شوند؟
2-       مبالغ دریافتی چرا بدون نظارت و حساب و کتاب هزینه می‌شود؟
3-      چرا برای همه امکان دریافت این مساعدت ها وجود ندارد؟
4-       چه افراد بانفوذی در این مجموعه‌هایی که پول دریافت می‌کنند سهم دارند؟
با این وضعیت انتظار می‌رود نمایندگان این جدول را حذف و این پول را به بیت المال برگردانند و در صورت صلاحدید فقهای شورای نگهبان با دقت نظر ویژه این جدول را بررسی کنند.



منبع: خبرگزاری مهر

[ چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 17:50 ] [ سید علیرضا کمالی ] [ ]

بازهم سهل انگاری، بازهم بی مسئولیتی، بازهم بی گناهانی که قربانی ندانم کاری مسئولین شدن و بازهم پول؟

به راستی در این آشفته بازار که از کارگر و کارمند و دکتر و قصاب و مدیر و معلم و نماینده و .... درگیر پول و پولدوستی شدن و تمام فکر و فعلشون شده کسب پول، آدم یاد تصاویر کارتونی می افته که به جای مردمک داخل چشم شخصیت کارتونی دلار نصب کردن و همه چیز رو پول می بینه و اما بعد... من قصد ندارم همه کاسه کوزه ها رو سر این چه می دونم خاله شادی یا شادونه خراب کنم اما شما حق بدین که این مجری سفارشی که کارش هم الحق چنگی به دل نمی زنه و این استقبال رو هم باید بزارین به حساب فقر فرهنگی و تفریحی کشور، کارناوال کشوری راه انداخته و به اصطلاح خودش داره کار فرهنگی اون هم برای نونهالان این مملکت انجام میده، اما دلش برای بچه های نازنین مردم نسوخته و قضیه همون دلار است که خدمتتون عرض کردم و خوب در کنارش خیلی های دیگه هم به منافع خودشون می رسن والا همین در ظاهر خاله می تونست همون اول مراسم نسبت به ظرفیت سالن و اجتماع بیش از حد کودکان و نبود والدین کنار فرزندان عزیزشون اعتراض کنه اما نکرد چرا؟ خوب هر چی بچه بیشتر سهم خاله هم بیشتر مگه بده؟

 

خسرو معتضد در یادداشتی در روزنامه قدس نوشت:نبود تفریحات و سرگرمی ها در کشور سبب می شود یک مجری زن برنامه های کودک تلویزیون که تنها هنر او این است که صدایش را ریز و زیر و میو میو می کند و من هیچ هنر خاصی در هنرنمایی ایشان ندیده ام و حتی یک دستور درست و حسابی به کودکان نمی دهد که مثلاً دست خود را پس از رفتن به آبریزگاه بشویید یا دهانتان را پس از غذا خوردن یا هنگام صبح مسواک بزنید.



 وقتی به خرمدره می رود «شو» اجرا کند برگزارکنندگان این برنامه از فرط آزمندی به جای 3000 صندلی برای 4000 صندلی بلیت گران بفروشند و کودکان نازنین مردم را در یک محوطه تنگ گرد آورند و در نهایت نادانی و جهالت و بی رحمی حتی اجازه ندهند پهلوی مادرهایشان بنشینند!

"تصویر مربوط به یکی دیگر از برنامه های زنجیره ای این خاله می باشد"...من وقتی شرح حال کودکان مقتول و مصدوم را خواندم مرتعش شدم. نوگلان زیبا و نوشکفته و دوست داشتنی که در سراسر جهان مورد علاقه و احترام مردم اند در اینجا یا مورد آزارهای سادیستی قرار می گیرند یا خاله شادونه که من نمی دانم ایشان چه هنری جز نازک کردن صدای خود دارد و وقتی به ولایتی می رود که در آنجا هیچ وسیله سرگرمی و تفریح و تفرجی برای کودکان وجود ندارد و با به جا گذاشتن چندین قربانی که من مطمئن هستم نفرین آنان و مادرهایشان دامان عوامل این حادثه را خواهد گرفت.



مگر زبان این خانم که می گوید و در مقام دفاع از خود دلیل می آورد که پس از پایان برنامه این حادثه رخ داد لال بود که قبل از آنکه تشریفش را ببرد با همان شیرین زبانی و صدای نازک خود (گویا از فرصتی که تلویزیون در اختیارش گذاشته حسن استفاده می کند، تور ایرانگردی گذاشته. قرار است شهر به شهر ایران برود و...) آری با همان شیرین زبانی خود که به نظر من بسیار بی مزه است و تکراری و به سن و سال ایشان هم نمی خورد، به بچه ها می گفت: «نازنینان من، سرجایتان بمانید و یکی یکی از سالن خارج شوید.» یا به متصدیان سالن دستور می داد همه درهای سالن را باز کنید و مراقبت نمایید بچه ها به مادرهایشان ملحق شوند. خیر این کار را نکردند، چون عجله داشتند زودتر به گروه بپیوندند و حق و حقوق بابت شو و شیرین زبانی را مطالبه کنند. واقعاً که این پول لعنتی، چه ها که نمی کند.


...من از این خانم و نیز مدیر برگزاری این مراسم می پرسم: ناخدای هر کشتی وظیفه وجدانی دارد هر گاه کشتی در آستانه غرق شدن قرار گرفت تا تخلیه تمام نفرها در کشتی بماند. شما که به نامتان 4000 موجود مظلوم و بی گناه را گردآوردند و با اداره بد سالن باعث مرگ آنان شدند زبانتان مشکلی داشت؟ چرا به بچه ها تذکر ندادید، آرام و بانظم سالن را ترک کنند و به مادران خود ملحق شوند؟

این هم اخطار سایت

www.2rah.com

به خاله ای که قطعا دیگر شادونه هم نیست!

 

برخی منابع:

http://www.fardanews.com

www.2rah.com

http://noohi.persianblog.ir/

[ چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 11:4 ] [ سید علیرضا کمالی ] [ ]
این خشن دلچسب: منتخب لحظاتی از هنرهای رزمی ایران ، جهان و رزمی کاران

 

[ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 ] [ 11:38 ] [ سید علیرضا کمالی ] [ ]
با سلام



این وسیله جدید توسط جمعی از دانشجویان دانشگاه آدلاید کشور استرلیا طراحی و ساخته شده است. جالب است بدانید که واژه ی ادوارد که نام آن محسوب می شود یک مخفف است و خود از جمع آوری حرف اول چندین کلمه ی دیگر به وجود آمده است. به گزارش هیتناو به نقل از گیزمگ، دیویل(dwheel )شباهت های زیادی به مونو ویل(Mono wheel) دارد. به طوری که در آن جایگاه راننده یعنی صندلی آن در داخل چرخ قرار گرفته است. در وسایل حمل و نقلی مثل ادوارد دو چرخ محوری تراز در وسط قرار دارد که صندلی راننده یا کاربر آن نیز در میان این دو قرار دارد. دانشجویان مهندسی مکانیک دانشگاه استرلیایی اشاره شده از سال 2009 در حال کار بر روی این طرح هستند و حالا دیگر کم کم به نظر می رسد که طرح در حال تکمیل شدن است و نیز طراحان این طرح و وسیله به میزان بالایی از ثبات و کنترل رسیده اند.







برخی ممکن است که این فکر را با خود بکنند که طراحی این چنین این وسیله سبب شود که سطح و تعادل صندلی و خود راننده کاهش می یابد مخصوصا در زمان های ترمز کردن یا سرعت گرفتن اما در واقع این گونه نیست و شاید بتوان عکس این حرف را ادعا کرد. ادوارد این اجازه را به سواران خود می دهد که در هر طرفی که می خواهند حرکت کنند. و حتی در این حال نیز صندلی و جایگاه آنان ثابت می ماند. سیستم کنترل بهترین سطح برای جایگاه سوارکار را پس از هر حرکت محاسبه و تنظیم می کند. شایان ذکر است که حداکثر سرعت این وسیله نقلیه یعنی ادوارد حدودا 25 مایل بر ساعت( معادل 40 کیلومتر بر ساعت ) خواهد بود.
علاوه بر حرکت به صورت درست و عادی با این وسیله ممکن است،"حرکت به صورت" نیز امکان پذیر خواهد بود. پس آنان که آرزوی حرکت به شکل وارونه را دارند با ادوارد می توانند به این آرزوی خود به راحتی دست پیدا کنند. حرکت بر
عکس این وسیله از طریق یک کنترل برگردان و بدنه ی خاص این وسیله امکان پذیر است.
جالب است بدانید که این وسیله از طریق یک جوی استیک کنترل و حرکت می کند و نیز یک صفحه
نمایش لمسی مبتنی بر کنترل پنل در این وسیله وجود دارد. ایمنی این وسیله نیز برای کاربران و سوار کاران تامین شده است زیرا که طوری طراحی شده است که از پرتاب یا افتادن کاربر جلوگیری خواهد کرد.

منبع: هیتنا
 


ابداع زين جديد براي سواركاري فرزندان بر پدران!

طراحان براي لذت بيشتر كودكان از سواركاري بر پشت پدران، يك زين جديد ابداع كرده‌اند.

به گزارش سرويس فناوري خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اين محصول كه Daddle‌ نام دارد، اين امكان را براي پدران فراهم مي‌كند كه سواري مطمئن و دلپذيري به كودكان بدهند.

اين محصول شباهت زيادي به زين‌هاي طراحي شده در دهه 60 ميلادي دارد.

ركاب زين قابل تنظيم است و كودكان دو تا شش ساله مي‌توانند از آن استفاده كنند.

قيمت اين محصول 34 دلار اعلام شده است.

منبع: جذاب نیوز
 
[ یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 ] [ 11:36 ] [ سید علیرضا کمالی ] [ ]

چند روزی است که رسانه عمومی با تبلیغ زیاد دم از کاهش قیمت انواع محصولات لبنی می نماید که در این بین تنها شیر به همان قیمت اسفند ۹۰ برگشته است اما به چه قیمتی؟!

دیروز یک فروشنده در سوپر مارکت نقل می کرد که یکی از توزیع کنندگان محصولات لبنی یک شرکت معروف با زهر خنده ای معنی دار گفته آره شیر رو ارزون کردیم اما به جاش آب بستیم به خیکش!

حالا ما می گیم کاشکی فقط آب باشه چرا؟ خوب خبری که چند روز پیش در پایگاه های خبری انتشار پیدا کرد گواهی بر افزودن وایتکس!؟ بله وایتکس به شیرهایی با بار آلودگی بالا دارد.

قسمت هایی از خبر وایتکسی: «فاطمه اسكندري» كارشناس ارشد صنايع‌ غذايي "شير سالم حالت شيميايي قليايي دارد اما زماني كه بار ميكروبي آن از حد مجاز مي‌گذرد، اسيدي مي‌شود. كارخانه‌داران براي جلوگيري از اين اتفاق به آن «آب ژاول» يا «وايتكس» اضافه مي‌كنند. اين عمل باعث مي‌شود تا دوباره حالت شيميايي شير قليايي شود. از طرف ديگر اداره استاندارد هم متوجه اين قضيه نمي‌شود، چون نتيجه اين عمل قابل اثبات نيست! "  

الهام مريخي» ديگر كارشناس تغذيه هم به تهران امروز مي‌گويد: «بار ميكروبي در ساير غذا‌ها و حتي خشكبار هم وجود دارد، اما بار ميكروبي در توليد فرآيند شير خود را زودتر نشان مي‌دهد.» البته با توجه به استفاده كارخانه داران از مايعات غير مجاز مانند وايتكس، به نظر مي‌رسد كه سازمان‌هاي نظارتي با چشمان مسلح هم ديگر قادر به تشخيص آن نيستند. زودهنگام و ديرهنگامش هم فرقي ندارد! مريخي مي‌گويد: «بيشتر شركت‌هاي شير پروانه نظارت دارند اما چون شرايط ايمني و فني بيشتر آنها مناسب نيست، نمي‌توان به سلامت محصول آنها اطمينان كرداو مي‌گويد: «حداقل 60 درصد كارخانه‌هاي شير ايران شرايط لازم براي توليد يك محصول سالم را ندارند.

.دکتر رسول دينارود معاون سابق وزير بهداشت مي‌گويد: «‌آلودگي غذا در ايران سالي 35 هزار نفر را مي‌كشد و ميلياردها تومان خسارت اقتصادي به بار مي‌آورد.». البته اين آمار به دو سال قبل باز‌مي‌گردد وهنوز آمار تازه‌اي اين مرگ وميرها اعلام نشده است! حال بايد پرسيد آيا مردم مي‌دانند كه شيري كه اين روزها با قيمت‌هاي عجيب مي‌خرند، ممكن است بلاي جانشان باشد يا نه!

خدایا صاحب اصلیمان را برسان ... اللهم عجل لولیک الفرج

[ سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 11:49 ] [ سید علیرضا کمالی ] [ ]
 

ادامه دارد

[ دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391 ] [ 10:54 ] [ سید علیرضا کمالی ] [ ]

با سلام و درود

دوستی نقل می نمودند که در جلسه ای در محضر آیت الله سید مهدی طباطبائی بودم که از ایشان توصیه ای شنیدم و با بکار بستن آن درهای بسته زیادی هر روزه به رویم گشوده می شود. این دوست با تاکید آقای طباطبایی، برای گشوده شدن درهای بسته هر روزه پس از نماز صبح از درگاه الهی تمنا می نمایند که یا الله در این آغاز صبح به حق لطف و کرم و رحمتت، کلید تمام درهای بسته را به من عطا بفرما تا در این روز هیچ امر بسته ای در حضور من بر جا نماند. اما این توصیه با اشاره به قسمتی از دعای صباح حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام از جناب آیت الله سید مهدی طباطبائی ارائه شده است و مداومت این دوست بر همین جمله کوتاه راه گشایی برای حل مسائل روزانه ایشان بوده است.

دعای صباح را مرحوم علامه مجلسی در کتاب بحارالانوار در کتاب الدعاء و کتاب الصلاة این دعا را آورده اند و مرحوم محدث قمی نیز آن را در مفاتیح الجنان ذکر نموده و هم چنین در کتاب مصباح سید بن باقی آورده  است و وارد شده است که بعد از نماز صبح قرائت بشود. این دعای دلربا با بیان توحیدی آغاز و با درود بر پیامبراکرم و اهل بیت عصمت (علیهم السلام)راه مناجات را  باز می نماید و با زبان عجز و بیان امید و کلام اعتراف درخواست عنایت از رب الارباب را تقدیم آستان ربوبی می کند ، بدین شرح که مولایمان در یک بیان او را با قدرتش چنین توصیف می کند : «اللهم یا من دلع لسان الصباح بنطق تبلجه» ای خدائی که با درآوردن زبان صبح تاریکی شب را سرگردان نمودی.یکی از آیات اعتقاد آور الهی وجود شب و روز است که در سوره مبارکه روم آیه 22 می فرماید: «من آیاته منامکم باللیل...» ازنشانه های قدرت و عنایت خداوند این است که شب را قرار داد تا هنگام آرامش و آسایش خلق باشد و در آن زمان بیاسایند تا تجدید قوا نموده و در روز دیگر به وظایف بپردازند.

در سوره مبارکه نبأ آیه 9 می فرماید: «و جعلنا نومکم سباتا» (سبات یعنی راحتی و سکون برای قوای مادی و جسمانی بدنی)در اثر روز و کار و تلاش خستگی ایجاد شده است و با خواب برطرف می گردد و به همین ترتیب فرمود: «وجعلنا النهار معاشا» روز را برای دریافت معاش در اثر کار و تلاش قرار دادیم. وجود روز و شب نشانه قدرت، حکمت، رحمت و خالقیت خداوند است. به حکم خالق خلقت کرد روز و شب و اسبابش را، به حکم قدرت یکی را جای دیگری می آورد تا تدبیر امور خلق گردد و نیاز انسان بر طرف شود، به حکم رحمت شب و روز را آورد تا بشر در استمرار روز گرفتار کسالت و مشقت نشود و به حکم حکمت تحکیم کرد نظام آفرینش را آیاتش را مخلوق ببیند و باور کند.

به مصداق«اتقن صنع الفلک» و به حکم نام شریف قوی، قادر، مقتدر و قائم شالوده خلقت را محکم ساخت تا خلقت محکم گردد و  نظام آفرینش متزلزل نباشد. از آنجا که هر موجودی مادی به نور مفید خورشید نیازمند است تا حیات جسمانی ادامه یابد      

  این گونه  مقرر فرمود که: «شعشع ضیاء الشمس»یعنی شعاع نور خاص خورشید را قرار داد تا حیات، قوت، استقامت را نصیب مخلوقاتش گرداند.

به حکم بیان محکم قرآن کریم خورشید و ماه و ستاره را مسخر گردانید تا امور زندگانی و حیات بشر مختل نشود. به بیان دیگری و در تعریف جلالت ذوالجلال می گوید آنچه را که ثابت شود«لا شریک له فی خلقه و لا شبیه له فی عظمته(دعای انشاح). بار خدایا ! ای کسی که فقط ذاتش دلیل و راهنما بر ذات و حقیقتش می باشد. هر موجودی در این عالم با صفاتش تعریف می شود و صفات در هر کسی ماندگار نیست و زوال بر می دارد و تنها ذات عزیز که صفت و ذاتش یکی است. خالق قادر است و خدا را باید از خودش و به خودش و با خودش شناخت و دریافت نمود چرا که«تنزه عن مجانسه مخلوقاته»یعنی منزه است از آنکه همجنس یا شبیه و یا شریکی داشته باشد«و جل من ملائمه کیفیاته» بالاتر است از این که در چگونگی با خلقت مقایسه شود. او یک حقیقت و ذات ماورائی است پس تحدید و تقسیم و تعیین در ذات عزیزش ممکن نیست«لا یدرک و لایوصف بکنه ذاته»مولای عالم با بیانی لطیف و امیدآور این گونه توصیف می نماید که:«یا من قرب من خطرات الظنون» او کجاست؟ نزدیک است تا با او نجوا کنیم؟ یا دور است تا با فریاد صدایش زنیم. خداوند در قرآن کریم به پیامبر گرامیش فرمود هنگامی که  مردم از تو پرسیدند خدا دور است یا نزدیک جواب بده «فانی قریب اجیب دعوة الداع...»من نزدیک خلق هستم و آنان را اجابت    می کنم. اوست که فرمود من از شاهرگ  شما به شما نزدیکترم «اقرب الیکم من حبل الورید» اوست که فرمود: «انا جلیس من جالسنی» همنشین آنم که با من همنشین باشد. زیبا عبارت مولانا این است :در ذهن من نزدیک و از چشم من دور است، چشم سر قادر به دیدن حقایق نیست، واقعیت نگر است و دیدن حقیقت کار چشم دل است.                   

 باتمام وجود و در مقام ادب، عشق، تکریم و تعظیم می گویم ای خدائی که مرا درگهواره امنیت خود جا دادی و به حکم «وابتغاوکم من فضله »(روم /23)ما به فضلش امیدوار و او به فضلش امید بخش خلق است و بد خواهان را از من دور کردی و از شرور آنان امانم دادی«کم من قادح من البلاء اقلته» چه بسیار بلاها را کم کردی، نگه داشتی و بدی ها پوشاندی و آبرویم دادی و حتی به صفات پسندیده که اهلش نبودم شهرت دادی. با این سخن اقرار می کنم تو بزرگی، مهربانی، رئوفی، کریمی «انت العزیز و انا الذلیل» ای خدائی که تو می دانی  کیستی؟ ونهایت معرفت در کلاس ادب این است که بگویم تو را نمی توانم بشناسم ، عقل و علم و شعور و فهم و استعداد بشر کجا؟ و ذات ذوالجلال؟ درود بفرست بر آن گرامی و بزرگی که راهنمای به سوی تو و بلکه راه به سوی تو است، او که خود ریسمان و حبل المتین است تا گمراهان را هدایت گر باشد و تشنگان را جام شراب و گرسنگان را گندم حیات، آن کس که در حساب و کتاب، حسب و نسب بر قله کمال هستی ایستاده است. او که طاووس کبریاءاست و همام جبروت و دردانه عالم لاهوت و برترین ناسوت، مظهرعصمت و جلوه کرامت و بر اهل بیت پاکش که به حکم یطهرکم تطهیرا به طهارتی خاص که عقلی نفهمیده و چشمی ندیده و گوشی نشنیده آراسته اند.             

   پس از اقرار به عظمت رب و ذلت عبد و درود بر خاندان عترت می گویم الهی در هر بامداد که با جلوه نور تو هویدا می گردد درهای رحمتت را به سوی خلق باز کن و لباس هدایت را براندامم بپوشان تا به رحمت تو روزی جان و دل بگیرم  و در پناه لباس هدایتت از دام شیاطین جن و انس رهایی یابم. در دلم « ینابیع  الخشوع » را سرازیر کن تا«چشمه های فروتنی» مرا از دام غرور و تکبر و خودبینی برهاند. الهی! چه  می شود که دلم را عاشق کنی تا با اشک فراق تو انس بگیرم، چرا که حلقه های اشک عاشق فراق دیده باران رحمت است که دل عاشق را به وصال می رساند.الهی! چه کم آید اگرتندی و سبک مغزی را از من بگیری، طمع و حرص را از وجودم پاک کنی و قناعت و تسلیم را لقمه سفره ام گردانی. الهی! اگرتو دستم را نگیری و جویبار رحمتت را بر کویر دلم جاری نسازی، این رهرو راه گم کرده به کدام خانه پناه گیرد. الهی! اگر در پیکار با دشمن نفس، دیو بی رحم شیطان  صفت مرا چون کودک ناتوان دستگیری نکنی من چگونه...؟

خدایا آیا می شود به کسی جز تو امید داشت «ما اتیتک الامن حیث الآمال»

خدایا ممکن است در لحظه تلخ زمین خوردن با مکرشیطان و ریسمان گناه کسی جز تو نجات بخش باشد؟ می گویم ، ناله می کنم، نه، فریاد می زنم که تا اعماق وجودم از خواب بیدار شود و همگان بشنوند، خوابها بیدار،   مرده ها زنده، کورها بینا، کرها شنوا و لالان به سخن آیند که بد مرکبی است مرکب نفس ما را به ناکجا آباد می برد. بمیری، خوار شوی، ای نفس، وای برتو نمک مولاخوردی و نمکدان شکستی. الهی! زمین خورده ای هستم، زار و دل شکسته ام، دل به درگاه تو بستم، دست زخود شستم در پناه تو نشستم تا از من بگذری، جرمم پاک کنی، گناهم آب کنی، دلم را ناب کنی. جانا تو آقای من، مولای من، تکیه گاه من و امید منی. باورم این است که اگرمن هم بخواهم جای دیگری روم تو نمی گذاری. تو انتهای عشق و امید و آرزو و حاجت0 منی. اصلا نام خود را مجیب و مجیر، غفور و عفو گذاشتی تا من آلوده را امید بخشی، این نام درگاه من است بگذار تا پاکان و نیکان از درب الله، علیم و تدبیر و خبیر و حکیم وارد شوند و من از درگاه خودم، درب مغفرت، رحمت، عفو و اجابت.

الهی! باور کنم که تو تشنگان را سیراب نشده می میرانی ؟

الهی! بپذیرم  که در خانه ات را به روی گدایان می بندی؟

الهی! بدانم که گناهکاران را نمی بخشی؟

الهی! بشناسم تو را که خستگان را مأوا نمی دهی؟!

همین لحظه که می گویم و می نویسم بندهای بدنم فریاد می زند هیهات، هیهات،هیهات«انت اکرم من ان تضییع من ربیته» بارالها! مقرر فرما تا صبحم به نور هدایت، دین و دنیایم به لطف سلامت سرشار و شبم از کید عداوت و هستی ام از خبث و رذالت پاک گردد. الهی! مرا از مصداق من تشاء قرار ده تا از ملک شیطانی رها و به ملک الهی وفا یابم. الهی! عزت به دست توست و ذلت به دوری از توست. الهی! تو قادری آنچنان که شب را در روز فرو می بری و روز را از شب ظهور می بخشی. الهی! به حکم محیی و ممیت مرگ و حیات را می دهی و خلق را آورده  و می بری. الهی! به مصداق «ما من دابه الاعلی الله رزقها» و به حکم رحمن و رحیم، ماسوایت را روزی لطف می دهی و برسفره عنایت و کرامت می نشانی «حقا که لا اله الا انت سبحانک اللهم و بحمدک» تو کیستی؟ که قدر تو  نشناختنی، هیبتت نه دریافتنی ،قدرتت نیست یافتنی. به لطف و کرم سپیده را شکافتی، آب روان از میان سنگها فروساختی، از دل ابر چه بارانها؟ و عالم خاک را به خورشید و ماه چراغانها؟ «لا تاخذ سنته ولانوم    (بقره /256) یادم داد که تو خستگی فرسودگی، سرخوردگی نداری ای ذات بقاء و عزت درود بفرست بر محمد و آل محمد و بشنو صدای شکسته دل خسته را و اجابت کن دعای دست بسته را، محقق کن آرزوی کشتی شکسته را یا کریم یا کریم یا کریم .

صورت؟ نه، سیرت؟ نه هستی ام را گل و دلم را به خاک درت می سایم و می گذارم و می نشانم، می نالم و تو را می خوانم و به تار شکسته حلقوم خسته می نوازم که :

دلم حجاب گرفته و وجودم غبار، زورق عقلم شکسته و در جنگ با نفس زمین نشسته، کفه ترازوی عبادتم خالی و کفه معصیتم... خجالت آور است.                      

زبان الکن اقرار به گناه  دارد چرا که جعلت القرار بالذنوب الیک وسیلتی شاید با اقرار در را  به رویم بگشایی.

  ای پوشنده عیبها، آگاه به غیبها، برطرف کننده غمها، چه کنم؟ گناهم ببخش و به حرمت عترت طاهره پاکم کن که تو بخشنده ای یا غفار و یا غفار و یا غفار.

حجة الاسلام سید ضیاءالدین صالحی  خوانساری

[ شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 10:5 ] [ سید علیرضا کمالی ] [ ]

 

[ چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 9:50 ] [ سید علیرضا کمالی ] [ ]


یک سند تاریخی دیگر از قرن 15:
شب گذشته و در آستانه روز ملی خلیج فارس، رئیس کتابخانه ملی لهستان نقشه‌ای تاریخی از جهان را که مربوط به سال 1460 میلادی است، به رئیس کتابخانه ملی ایران هدیه کرد که در آن نام خلیج فارس حک شده است.

ابوموسی از کجا آمد:
قبل از حضور انگلیسی‌ها در جزیرة ابوموسی این جزیره با نام «گپ سبزو» و تحت نظر حاکم بندر‌لنگه اداره می‌شد، حدود 100 سال پیش، انگلیسی‌ها به عنوان مبارزه با دزدان دریایی در این جزیره پایگاه دریایی احداث کردند. در آن زمان، بیشتر ساکنان این جزیره ایرانی بودند. با کنار آمدن انگلیسی‌ها با دزدان دریایی، به‌تدریج قدرت‌های متجاوز محلی که همان دزدان دریایی سابق بودند و از حمایت انگلیس‌ برخوردار بودند، مردم را تحت فشار و ظلم و ستم قرار می‌دادند. ساکنان نسبتاً زیاد ایرانی جزیره «گپ سبزو» نیز به‌سبب همین تجاوزها به بندر لنگه پناه می‌آوردند و از جمعیت آنان در جزیره کاسته می‌شد، به طوری که در سال 1971 که انگلیسی‌ها جزیره را ترک کردند تعداد ایرانیان به 500 نفر می‌رسید. «شیخ خالدِ» ایرانی، قبل از ورود انگلیسی‌ها به جزیرة «گپ سبزو» آن‌جا را اداره می‌کرد و با ورود آنان جزیره را ترک و به بندر لنگه پناه آورد.
برادر وی «شیخ صَفَر» که در زمان ترک جزیره توسط انگلیسی‌ها آنجا را اداره می‌کرد با حضور ارتش ایران به جزیره به استقبال آمده و گفت: «من از جانب خودم، ‌شیخ خالد و تمام ساکنان جزیره بیان می‌کنم که ما 80 سال امانت‌داری کردیم و جزیره‌ای که جزء لایتجزای ایران و متعلق به آن است را حفظ کردیم و اکنون پس از هشتاد سال آن را به شما می‌سپاریم و ما دوباره پیوند خود را با سرزمین و ملت خودمان پیدا می‌کنیم». در اصطلاحات محلی مردم بندر لنگه، کُنگ و ساکنین سواحل و جزایر خلیج فارس «گپ» به معنای بزرگ و «سبزو» به معنای همیشه سبز و خرم و با طراوات است و «گپ سبزو» به‌معنای جزیره و سرزمین بزرگ و همیشه سرسبز است.
از آنجا که در گذشته محل‌ها با هویت افراد شناخته می‌شد و هر حاکم یا خان یا کدخدا که به آبادی زمینی می‌پرداخت نام او بر آن سرزمین گذاشته می‌شد و اسامی چون علی آباد، حسین‌آباد از آن جمله است. در برخی نقاط نیز از پیشوند بابا و بابو برای نامیدن محلی استفاده می‌شد، مانند بابا امان، بابا سعید، باباکوهی، بابوکان، بابونه و... نام جزیره گپ سبزو نیز به همین‌گونه به‌نام فرد تغییر یافت و ابتدا «باباموسی» نام گرفت. از آنجا که در زبان محلی واژه بابا «بابو» بیان می‌شود این جزیره نیز «بابوموسی» نامیده می‌شد که بتدریج این واژه به «بوموسی» و سرانجام «ابوموسی» تبدیل شد. شایسته است که نام اصلی این جزیره یعنی «گپ سبزو» دوباره بر این سرزمین گذاشته شود.

 دکتر زهرا پیشگاهی‌فرد * استاد جغرافیای سیاسی دانشگاه تهران
 منبع: تابناک
[ پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 0:8 ] [ سید علیرضا کمالی ] [ ]

اخیرا کلاهبرداران با ارسال یک صفحه کاملا طراحی شده به سبک صفحات یاهو به پزشکان و افراد تحصیل کرده، درخواستی مبنی بر ارسال رمز سرویس ایمیل جهت به روز کردن ارسال می‌کنند و پس از دریافت رمز ایمیل، اقدام به کلاهبرداری می کنند.به گزارش "خبرآنلاين" در ماه‌های اخیر تعداد زیادی شکایت از طرف پزشکان و اساتید دانشگاه‌ و همچنین دانشجویان دوره دکترا ثبت شده است که متاسفانه تمام این موارد مربوط به سرقت رمز ایمیل‌های سرویس یاهو است.

مشابه چنین مواردی را اخیرا پلیس فتا به مردم و قشر تحصیل کرده اعلام کرده بود که متاسفانه به دلیل عدم توجه هموطنان بخصوص قشر تحصیلکرده، دوباره چنین کلاهبرداری‌‌‌هایی شکل گرفته است.هیچ یک از سرویس دهنده‌های ایمیل جهت تغییرات و آپدیت سرورها و سرویس‌های خود از شما درخواست ارسال رمز نمی‌کنند و مراقب باشید که فریب چنین کلاهبرداری‌هایی را نخورید.

[ چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391 ] [ 23:41 ] [ سید علیرضا کمالی ] [ ]


سلام بر فاطمه (سلام الله علیها) روزی که به دنیا آمد و سلام بر او روزی که در پیش چشمان اشکبار امیرمومنان در بستر بیماری با بدنی آزرده و پهلویی شکسته به شهادت رسید، سلام بر او که در نیمه های شب، غریبانه و مخفیانه به خاک سپرده شد در حالی که دختر عزیزترین بنده خدا بود و سلام بر او روزی که با عزت و جلال به صحرای محشر در آید.

روز محشر هست ما را زمـــزمه
فــاطمه يا فــاطمه يا فــاطمه

""اللهم عجل لولیک الفرج""
[ سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391 ] [ 23:18 ] [ سید علیرضا کمالی ] [ ]
کتاب ارتباط با ارواح نوشته آیت الله ناصر مکارم شیرازی

 

 

 

 

 ادامه دارد

[ یکشنبه سوم اردیبهشت 1391 ] [ 9:52 ] [ سید علیرضا کمالی ] [ ]
با سلام

همچنان که ملاحظه می فرمایید روز یکشنبه عکسی در سایت میگنا منتشر و همراه توضیحات مربوطه از بینندگان خواسته شد تا تیتری برای عکس مورد نظر انتخاب نمایند اما ...

حال سایت کارمند نیوز تیتر جالبی برای این عکس پیدا کرده که نشان از حسن نیت و سلیقه این دوستان دارد که خدمت شما ارائه می نمایم:

 

 

حالا با این تیتر کارمند نیوز که به نوعی دلالت بر پایین بودن معیار کیفیت زندگی در  کشور افغانستان دارد تکلیف ایران چیست؟ شما قضاوت کنید آیا اینجا هم افغانستان است؟ 

[ سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391 ] [ 10:53 ] [ سید علیرضا کمالی ] [ ]
حکایت اول:

 

حکایت دوم:

[ چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1391 ] [ 9:55 ] [ سید علیرضا کمالی ] [ ]

با سلام خدمت دوستان عزیز

امروز 19 فروردین روزی است که بنا بر بعضی نقل ها مناسب نوشتن دعای شرف شمس می باشد. البته نوشتن این دعا نیز غیر از روز, ساعت و آداب خاصی نیز دارد اما اینکه واقعا کدامیک از  مدعیان در کوچه و بازار واقعا این انگشتر با ارزش را با شرایط خاص آن تهیه می نمایند جای سوال دارد. اما از خواص این دعا گشایش امور و مشکلات . باز شدن ابواب رزق و روزی .عزت و مقام رفیع  .حفاظت از شر بلایا و دشمنان .حفاظت اموال .حفاظت در مقابل بد گویان زبان بند .بخت گشای بسیار موثر. جلب محبت را می توان بر شمرد.

حقیر از مدتها قبل برای تهیه انواع انگشتری و نگین های عقیق به یکی از قدیمی های متدین و اساتید با سابقه اینکار مراجعه می نمایم والبته روز پنج شنبه نیز برای سفارش یک انگشتر با نگین عقیق یمانی اصل و دعای شرف شمس خدمت ایشان رسیدم. از آنجا که یکی از خوانندگان گرامی این وبلاگ در خصوص تهیه نگین اصل یمانی سوالی فرموده بودند در این پست آدرس انگشتر سازی را نیز می نویسم تا انشا الله نظر این دوست عزیز نیز تامین شود.

آدرس انگشتر سازی ماهر: تهران - خیابان پانزده خرداد شرقی - کوی شهید موسوی کیانی - جنب حوزه علمیه مرحوم مجتهدی تهرانی شماره تماس 33569799

[ شنبه نوزدهم فروردین 1391 ] [ 0:7 ] [ سید علیرضا کمالی ] [ ]

ماشا الیلیکینا ستاره سابق رقص و موسیقی سینمای روسیه،که به دین اسلام تشرف یافت

علی (شان) استون پسر کارگردان شهیر آمریکایی الیور استون که به دین اسلام "تشیع" مشرف شد ... اما به دلیل خودداری از ترویج منکر تصاویر "انتقادی از عملکرد بعضی ایرانیان مسلمان در تقابل با فرهنگ برهنگی غرب" حذف گردید که البته و متاسفانه در وب به وفور یافت می شوند. 

[ سه شنبه پانزدهم فروردین 1391 ] [ 10:37 ] [ سید علیرضا کمالی ] [ ]
با سلام و آرزوی سالی خوش

امیدوارم که ۱۳ شما با خیر و خوشی به در شده باشد.

[ سه شنبه پانزدهم فروردین 1391 ] [ 10:0 ] [ سید علیرضا کمالی ] [ ]

چون ابر به نوروز رخ لاله بشست

 برخیز و به جام باده کن عزم درست

 کاین سبزه که امروز تماشاگه تست

 فردا همه از خاک تو بر خواهد رست

شاعر: خیام

با سلام به همه دوستان

هرچند خیام عزیز با دیده عبرت بین یاد از نوروز و بهار کرده و به حق اشاره درستی هم هست اما انشا الله که شما سالیان سال در کنار عزیزانتان به خیر و خوشی و سلامتی و بهروزی به سر ببرید و سال 91 سال شما باشه.... انشا الله

[ یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390 ] [ 11:24 ] [ سید علیرضا کمالی ] [ ]
حکایت اول:

جکایت دوم:

حکایت سوم:

 

[ شنبه بیست و هفتم اسفند 1390 ] [ 9:40 ] [ سید علیرضا کمالی ] [ ]
نقاط حساس دست: قسمت دوم

با سلام
در ادامه مبحث گذشته به یکی دیگر از نقاط حساس و کاربردی دست اشاره می نمایم.
مطابق تصویر شماره 1 این نقطه دقیقا به فاصله دو انگشت از خط فرضی مچ دست قرار دارد.

تصویر شماره 1



مطابق تصویر شماره 2 نقطه مورد نظر بلافاصله پس از فاصله تعیین شده و در محل میانه مچ دست قرار گرفته است.

تصویر شماره 2



به منظور ایجاد حداکثر فشار بر نقطه مورد نظر از نیروی انگشت شست به صورت ایجاد نیروی مستقیم به سمت داخل مچ دست استفاده می نماییم.

تصویر شماره 3



همزمان با ایجاد فشار مستقیم به نقطه مورد نظر انگشت شست را به سمت مچ دست حرکت می دهیم. توجه داشته باشید که این حرکت باید بدون کاهش فشار بر نقطه مورد نظر و بصورت همزمان انجام شود.

تصویر شماره 4




بر اثر فشار مستقیم داخلی و کششی که بر نقطه مورد نظر ایجاد خواهد شد یک حالت بی حسی و در اصطلاح تیر کشیدن شدید در ناحیه مچ دست حریف ایجاد شده که چنانچه دقیق و با نیروی مناسب اعمال گردد موجب بی طاقتی حریف شده و دست او را از کار خواهد انداخت.

تصویر شماره 5



موفق باشید


منبع:
اطلاعات و تجربیات شخصی
تصاویر مربوط به آرشیو فیلم های شخصی

تذکر: اینجانب هیچگونه مسئولیتی در خصوص استفاده از موارد آموزشی ندارم

توضیح: این مطلب اولین بار توسط اینجانب در مورخ Sunday 4 September 2011  برای سایت رازبقا گردآوری شده است.
[ دوشنبه بیست و دوم اسفند 1390 ] [ 10:11 ] [ سید علیرضا کمالی ] [ ]

مجموعه حکایاتی که زین پس تقدیم شما عزیزان خواهد شد برگرفته از کتاب "گفتنی های تاریخ" نوشته "علی سپهری اردکانی" می باشد که توسط کتابخانه امید ایران بصورت کتاب الکترونیکی ارائه گردیده است. 

حکایت اول:

 حکایت دوم:

 حکایت سوم:

[ شنبه بیستم اسفند 1390 ] [ 9:13 ] [ سید علیرضا کمالی ] [ ]

« در زندگی سرودی و زندگی سرودی است با محبت بخوانش، زندگی یک بازی است با سرود بازی‌‌اش کن، اما بدان که اصل زندگی سفر میان زایش و مرگ است...» سیمین دانشور

غلامرضا امامی  در مراسم خاکسپاری این بانوی بزرگ ایران خواند:

«توی این شهر شلوغ در خیابان عشق در کوچه دل میان بن بست ارض و سما خانه‌ای است که جلال ساخته است، خانه‌ای که جلال برای سیمین ساخته و هنوز این خانه پایدار مانده است. سیمین این خانه را رها نکرد این خانه، خانه دل او و خانه دل ماست. این خانه هنوز سخن می‌گوید، تاریخ ادبی و اجتماعی این سرزمین در آن خانه نقش بسته است. امیدوارم این خانه  که خانه دل سیمین و خانه دل ماست برای این سرزمین بماند.»

ای که تا همیشه بر گردن دانشوری حق داری، روحت شاد، یادت گرامی

برای شادی روحشان فاتحه ای نثار فرمایید.

[ پنجشنبه هجدهم اسفند 1390 ] [ 23:32 ] [ سید علیرضا کمالی ] [ ]

 به نام خدا

با سلام دیروز نهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی برگزار گردید و نمایندگان منتخب به عنوان موکلین و مدافعین حقوق مردم بزوردی وارد مجلس نهم خواهند شد. اما ...اما در یک دهه اخیر و با ماندگاری ناتمام خودروهای فرسوده و یا جایگزینی خودروهای نوساز بی کیفیت در کلان شهرها، هنوز یکی از حقوق اولیه مردم ایران و بخصوص تهران مورد تسامح قرار گرفته و علیرغم اینکه هر روزه تعدادی از همشهریان ما را به کام مرگ تدریجی و یا گرفتار درمان بیماری های ناشناخته و شناخته عزیزانشان می نمایند و البته آنچه به جایی نرسد فریاد است. حق تنفس هوای پاک یک حق ابتدایی و اولیه برای هر یک از افراد بشر در هر کجای کره زمین بوده و هست اما در درجه خیلی بالاتر در یک مملکت اسلامی که بر اساس معیار های اسلامی بنا شده هیچ مصلحتی یا هیچ بهانه ای برای فرو گذاردن این حق ابتدایی مردم از هیچ یک از نمایندگان دوره های قبل و همچنین نمایندگان این دوره بر درگاه عدل الهی قابل پذیرش نخواهد بود و قطعا برای چنین امر مهمی مورد بازخواست قرار خواهند گرفت. گو اینکه مکافات دنیوی آن نیز به جای خود باقیست. به قول حضرت مولوی این جهان کوه است و فعل ما ندا ... سوی ما آید ندا ها را صدا. 

اما باشد تا انشا الله نمایندگان این دوره مجلس شورای اسلامی کمر همت بسته و با جدیت و تمام توان، قوانینی سازنده در جهت سلامتی روح، جسم و جان مردم به تصویب در آورند تا شاید فرصتی باشد نفسی تازه کنیم، هر چند حتی همین امروز نیز دیر است تا چه رسد به فردا ...

 

  

 

[ سه شنبه نهم اسفند 1390 ] [ 9:54 ] [ سید علیرضا کمالی ] [ ]

سالها قبل دوستی، ماجرایی عجیب تعریف می کرد که در نوع خود شنیدنی است.
در گذشته نه چندان دور در روستایی، خانواده ای زندگی می کرد که از چندی قبل خانه قدیمی آنها محل رفت و آمد گربه ای سیاه رنگ با جثه ای درشت شده بود. البته حضور این گربه در اوایل کار علاوه بر اینکه موضوع عجیبی نبود بلکه چون هیچ آزاری برای خانواده نیز تولید نکرده بود زیاد جلب توجه نمی کرد اما به دلیل آنکه حضور گربه مرموز فقط در زمان خوردن ناهار و در کنار سفره غذا تکرار می شد و جالب تر آنکه منتظر تعارف اهالی خانه می ماند و پس از خوردن مقداری غذا راه خود را گرفته و از حضور ناپدید می شد، تکرار این موضوع کم کم برای همگان جای سوال بود اما مرد صاحب خانه خیلی اهمیتی برای موضوع قائل نمی شد تا اینکه ...
این ماجرا چندی ادامه یافت و حضور همیشگی گربه سیاه در کنار سفره ناهار برای مرد صاحب خانه نیز عجیب جلوه کرد و پس از چندی کنجکاوی در احوالات گربه مرموز تصمیم می گیرد تا سر از کار حیوان در آورد. روزی مطابق معمول گربه در زمان ناهار حضور یافته و پس از خوردن چند لقمه حرکت کرده و ناپدید میشود. در طول مسیرش از چندین پشت بام متصل به هم عبور می نماید و پس از گذشتن از چندین خانه وارد حیاط خانه ای بسیار قدیمی و متروک شده و مستقیم به سمت حجره ای مخروبه و بزرگ می رود غافل از اینکه مرد صاحب خانه نیز با فاصله ای مطمئن و دور از نظر او را تعقیب می نماید.
داخل حجره سه گربه کوچک دیگر حضور داشتند که به شکل غیر عادی جست و خیز می کردند اما با ورود گربه سیاه بزرگ به شکل منظمی در کنار یک دیگر ایستاده و ناگهان در مقابل چشمان مرد صاحبخانه غبار غلیظی اطراف گربه سیاه را گرفته و در چشم بر هم زدنی اندامی شبیه به انسان اما کمی درشت تر و قویتر با پوششی سیاه رنگ بر بدن نمایان می گردد و با صدایی عجیب و نامفهوم شروع به مکالمه با گربه های دیگر می نماید. مرد صاحب خانه در حالی که بسختی نفس می کشید از گوشه پنجره شکسته یکی از پنجره ها به فضای نیمه تاریک حجره نظر دوخته بود اما از جایی که ایستاده بود توانایی دیدن صورت یا شنیدن واضح صدای مکالمه آنها را نداشت و از طرفی بشدت ترسیده بود و خود را برای کاری که انجام داده بود لعنت می کرد.

شب طولانی و سختی بر مرد صاحبخانه گذشت و تا سپیده دم در تفکرات خود غوطه ور بود تا اینکه پس از خواندن نماز صبح، تصمیم خود را گرفت، بر ترسهای خود غلبه کرد و منتظر رسیدن وقت ناهار شد. آن روز به سفارش مرد غذایی در خور میهمانی عالی قدر پخته شد اما جوابی از طرف مرد صاحبخانه به زنش داده نشد که این غذا برای کدام میهمان تهیه میشود. طبق روال گربه سیاه پس از گستردن سفره ناهار حاضر شده و پس از چیدن غذا با فاصله در کنار آن نشست اما غیر از مرد صاحبخانه و گربه کسی در اتاق حضور پیدا نکرد. زن و 3 بچه مرد در اتاق دیگر سفره ای گسترده و مشغول تناول غذا شده بودند و این دستور اکید مرد به آنها بود. گربه چندی به مرد خیره ماند و مرد نیز نگاهش را به چشمان نافذ و براق گربه سیاه دوخته و ناگهان لب گشود و خطاب به گربه گفت من از راز شما خبر دارم و روز گذشته شما را با آن گربه ها دیدم پس بفرمایید جناب و غذا میل کنید.
به محض اینکه کلام مرد به اتمام رسید گربه سیاه به سوی مرد جستی زده و با پنجه خراشی زیر چشم او انداخت و بلافاصله از نظر ناپدید شد. سالها از آن ماجرا گذشت اما علیرغم التیام زخم پنجه آن گربه، تا زمانی که آن مرد روستایی زنده بود اشک چشم او متوقف نگردید و البته از گربه سیاه نیز خبری نشد.

[ شنبه ششم اسفند 1390 ] [ 9:23 ] [ سید علیرضا کمالی ] [ ]

بابام جان آدم پاشو تو شلوار بزرگترش نمی کنه که آخه ... اه 

راز بقای انسانیت در سازگاری با شرایط است...وقتی پای رفتن در میان باشد.

پیدا کنید پرتقال فروش را ؟

آقای اوباما لایی نکش...مثل اینکه از افزایش نرخ جریمه ها خبر نداری ها؟

ای آقا یعنی می خوای بگی شب بود سیبیل ما رو ندیدن؟

دل من تازه جونی می کنه با جونا هم سواری می کنه!

گر نگهدار من آن است که من می دانم ...

آینده ای تاریک در انتظار خطوط بی آر تی تهران

بازهم بگو خانوم ها دست فرمونشون کلا تعطیه؟ بیا از دیوار صاف رفته بالا!

شما مطمئنی چیزی رو از قلم ننداختی؟ تعارف نکن ها اگه چیز دیگه ای هم می خوای بنویس!

 

اشتباه نشه ها اینجا اتاق عمل نیست ها، جشن نامزدونگه...نامزد نامزده ...حالا خود نامزده

 

فقط بگو قوت زانوش .... بشمار

داداش گفتن کسی نمی فهمه، کار بزن درویه، اما نه دیگه کاشی کاری که!   

[ دوشنبه یکم اسفند 1390 ] [ 9:22 ] [ سید علیرضا کمالی ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

سلام: از اینکه این وبلاگ را انتخاب کردید تشکر می کنم. امیدورام نظرات سازنده خود را از دوستانتان دریغ نفرمایید. در این مدت بیش از 130موضوع در وبلاگ ارائه شده که برای دستیابی به سریعترین و بهترین نتیجه از بخش موضوعات وبلاگ استفاده نمایید. با تشکر

تذکر: اکثر مطالب این وبلاگ توسط اینجانب گردآوری یا ترجمه گردیده لذا از شما دوست عزیز خواهشمندم در صورت استفاده از مطالب این وبلاگ منبع اصلی را ذکر نمایید. با تشکر


onLoad and onUnload Example

.

Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت

امارگیر حرفه ای سایت



?